X
تبلیغات
زولا

Hybrid

..!

شنبه 20 مرداد 1397 ساعت 01:19

چسناله

فکر کنم هشت اردیبهشت اینجا رو تعطیل کرده بودم.  امشب دلم خواست بنویسم بازم. 

حدود چند هفته ست فشار سنگینی روم هست. بعد از اینکه شرایط اقتصادی هم خراب شده و تحریم ها برگشته این فشار سه چهار برابر شده.  واقعا روزهای سختی رو دارم پشت سر میذارم و عمرا فکر همچین روزهایی رو نکرده بودم.  روزی دوازده سیزده ساعت دارم کار میکنم. واقعا سخت شده اوضاع.  با دلار ده دوازده هزار تومنی اپلای کردن واقعا سخت شده.  طوری که آدم میتونه بشینه گریه کنه.  

همین چند خط بالا رو که نوشتم ی کم سبک شدم.... قسم به قلم ... 

چیزی که این تحمل این فشارهای چپ و راست رو بیشتر هم میکنه جو و فضای مملو از ناامیدی اطراف هست.  بدون استثنا هر جا هر وقت تو هر جمعی وارد میشم بحث بحث مهاجرت هست.  واقعا ذهن و مغز آدم دچار فرسایش میشه. جدیدا اصلا دلم نمیخواد با هیچکس حرف بزنم از بس همه دارن ی کسشر رو میگن .دیشب با خودم داشتم فکر میکردم یک چیزی که باعث آسودگی خیال بشه چیه که من بتونم برای چند دیقه خودم رو بهش وصل کنم و از ساعت ها و دقایق عمرم لذت ببرم در کمال ناامیدی چیزی پیدا نمیکردم... این خیلی بده ... بد نیست ... هفته ی پیش همدان بودم و ی شب با چندتا از دوستام رفتیم پارک. تو اون پارک نزدیک ما یک دختر و پسری که احتمالا یک زوج بودن فارق از غوغای دنیا توی یک تاریکی روی یک زیرانداز دراز کشیده بودن و داشتن خندوانه میدیدن و با تمام وجود میخندیدن. واقعا بهشون حسودیم شد.  بقیه ی دوستام هم همین حس رو گفتن که داشتن.  واقعا یک همچین چیزی توی بیست و شش سالگی چرا باید برای من اینقدر دور از دسترس قرار بگیره ... شت شت ... 

+ برم مسواک 

+ وبلاگیا کجایید؟؟ میدونم از دوریم دنیا براتون تیره و تار گشته بود ولی خوشحال باشید از الان 

+ داره یادم میاد که قبلا چه پستهایی طولانی و درازی مینوشتم ولی الان حسش نیست .. هر چند ی چیزی اون زیر داره غلغلک میده که بنویس بنویس ولی من بهش میگیم بخواب بابا 

نظرات (1)
+ خواننده ی خاموش
خوش برگشتی؛)
خوبه ک دوباره اینا به روز میشه.
دوشنبه 22 مرداد 1397 ساعت 07:49
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :